خرید بک لینک

دارم تلاش میکنم مانندِ سالها قبل، دوباره طنز بنویسم...آن سالها زندگی با تمامِ رنج و مشکلاتش، برایم یک شوخی بود و من با پوستی مثلِ کرگدن، همه چیز را به سخره میگرفتم و به طنز نوشته تبدیل میکردم. برعکسِ حالا که کوچکترین رنجی مرا هزار بار در من میشکند و پوستی دارم مثالِ شیشه یا پرِ یک پرندهی در حالِ انقراض، که برای آخرین بار پرواز را تجربه میکند...

به راستی چه بر ما گذشت ناتانائیل؟

برچسب: نویسنده: بهنام رستمیان تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 3:19

هوا را از من بگیر، هندزفریام را نه...*

* وقتی پابلو نرودا حق و حقوقِ شعرش را به من بسپارد.

برچسب: بی تو هرگز,بي تو هرگز,بی تو هرگز نتوانم,بی تو هرگز عشقم,بی تو هرگز مادر,بی تو هرگز مجتبی کبیری,بی تو هرگز به انگلیسی,بی تو هرگز نیلوفر,بی تو هرگز امراه,بی تو هرگز کیارمین فرجام, نویسنده: بهنام رستمیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 7:03

یک روز به جایی میرسی که میفهمی تمامِ زندگیِ شرطی شدهات از اساس غلط بوده...سرشار از اشتباه... بعد دست به کار میشوی و تمامِ آثارِ گذشته را پاک میکنی و میگذاری توی یک صندوق و درش را قفل میکنی...تا جلوی چشمت نباشد اما، هرازگاهی بتوانی برگردی و نگاه کنی چه زندگیِ اشتباهی داشتی... بعد هر روز و هر لحظه، با تمامِ وجودت، بهترینها را آرزو میکنی برای آن انسانی که بیدارت کرد، از یک خوابِ بیست و چند ساله یا بیست و چند هزار ساله...انسانی که میشود او را «استادِ تمامِ زندگی» نامید... برای تمامِ آدمها، روبرو شدن با چنین انسانهای با ارزشی را آرزو میکنم

برچسب: نویسنده: بهنام رستمیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 7:03

- - - > گــاه یک کــوه به یک کــاه بهم میریزد...*

*فاضل نظری

برچسب: درجا زدن,درجا زدن به انگلیسی,درجا زدن در ورزش,درجا زدن در زندگی,درجا زدن اسب,درجا زدن چرخ خیاطی,معنی درجا زدن به انگلیسی,ورزش درجا زدن,کالری درجا زدن, نویسنده: بهنام رستمیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 7:02

میزان، دعا کردن است. برای هرچیزی که بیشتر دعا کنید، آن اتّفاق، از شما دورتر خواهد شد. خداوند به محضِ اینکه، دریابد، اتّفاقی، چیزی یا کسی را بیشتر از او دوست دارید، احساس خطر میکند و گمان میکند رقیب دارد؛ برای همین تمامِ تلاشش را میکند تا آن اتّفاق را - هرچه که باشد- از شما دورتر کند و اهمیّتی هم به میزانِ دعای شما نمیدهد، و اتّفاقا هرچه بیشتر دعا کنید، خواستهی شما را میبرد دورتر و دورتر و دورتر... پس هیچوقت نگذارید خداوند بفهمد که شما از زندگی چه میخواهید و قلبتان چه چیز را بیشتر طلب میکند. خدای طفلکِ من...!

برچسب: اینگونه است که ما تنهاییم,استقلال اینگونه ششم شد,چرا اینگونه است,زندگی اینگونه است, نویسنده: بهنام رستمیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 7:02

کاش بلد بودم، سکوت را بنویسم...

برچسب: سکوت ممتد, نویسنده: بهنام رستمیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 7:02

آدمی بود که آزارش

به مگس هم نمیرسید.
حالا مگسهای زیادی زندهاند
امّا او نه.


- مارگرت اتوود
ترجمه: سینا کمال آبادی

برچسب: آدمیرال,آدمی در عالم خاکی,آدمی خوارند اغلب مردمان,آدمیزاد فقط با آب,آدمیت,آدمین,آدمیزاده طرفه معجونی است,آدمیت مرده بود,آدمی میشناسم از دوزخ,آدمیرال کوزنتسوف, نویسنده: بهنام رستمیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 7:02

بعدها در مدح و ستایشِ او میگویند: «تغییر دادنِ تناوبیِ نامِ وبلاگ، از صفاتِ بارزِ ایشان بود.»

برچسب: نویسنده: بهنام رستمیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 7:02

خدایا

هرجا تو را گم کردم

گم شدم...

دستم را بگیر تا همیشه

بی تو، من، از هجومِ سایهها میترسم

با تو امّا نه

با تو من

خدا میشوم

خدای کوچک

روی زمین...

برچسب: خدای کوچک,خدای چیزهای کوچک,خدای چیزهای کوچک pdf,خدای چیزهای کوچک دانلود,خدای چیزهای کوچک کتابناک, نویسنده: بهنام رستمیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 7:02

سالها پیش استادی داشتم که دوستش داشتم. استادِ طراحیام بود. پیرمردی که شبیهِ بابانوئل بود. میدانم که هیچوقت فراموشش نخواهم کرد. یک روز سر کلاس، وقتی من توی یک گوشم هندزفری بود و داشتم موزیک گوش میکردم و طراحی میکردم و سرم به کار خودم بود، دو تا از دوستانم کاغذ و مداد را جمع کرده بودند و مشغولِ زدنِ حرفهای بیربط به کلاس بودند و وصفِ شیطنتهایشان، و مدام از استاد درخواستِ آنتراک داشتند و احساسِ بیحوصلگی و خستگیشان از کلاس را ابراز میکردند. استادم رو به من کرد و گفت: «فلانی. دوستاتو عوض کن. تو با اینا حیف میشی.» سالها گذشت و من دوستانم را عوض

برچسب: بابانوئل,بابانوئل چت,بابانوئل عکس,بابانوئل به انگليسي,بابانوئل و حاجی فیروز,بابانوئل در تهران,بابانوئل چگونه بوجود آمد,بابانوئل و عمو نوروز,بابانوئل خمیر چینی,بابانوئل نقاشی, نویسنده: بهنام رستمیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 7:02

صفحه بندی